سيد علي اكبر قرشي

592

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

ديگرى در حكمت 104 : « يا نوف انّ داود عليه السلام قام فى مثل هذه الساعة من الليل فقال : انّها لساعة لا يدعو فيها عبد الّا استجيب له الّا ان يكون عشّارا او عريفا او شرطيا او صاحب عرطبة او صاحب كوبة » . اى نوف داود عليه السلام در همچو ساعتى از شب برخاست و فرمود : اين ساعتى است هر كس خدا را در اين ساعت بخواند دعايش مستجاب شود ، مگر آنكه ده يك بگيرد ، يا جاسوس اشرار ، يا اعوان ظلمه يا طنبور زن يا طبل زن باشد ، منظور از عشّار ماليات بگير ظلمه و از « شرطى » نيز پليس ظالم است كه براى راحت ظالم ، مظلوم را در عذاب مى گيرد . شرع : راه آشكار . « شرعت له طريقا » يعنى راهى را به او نمودم و آشكار كردم ، در مجمع البيان فرموده : شرعه و شريعت به معنى طريقه واضحه است و آن در اصل به معنى ظهور مى باشد ، راغب گويد : به طور استعاره به طريقهء خدائى شرع و شريعت گفته شده است ، يازده مورد از اين ماده در « نهج » آمده است . « الحمد لله الذى شرع الاسلام فسّهل شرايعه لمن ورده » خ 106 153 « شرع » به معنى آشكار كردن و بنا نهادن است « شرايع » جمع شريعه به معنى راه‌ها و احكام دين است « يشرع باب هذه الدار » نامهء 3 365 منظور بازشدن و آشكارشدن است . دربارهء جمعى از كسانى كه مى خواستند به خوارج ملحق شوند فرمود : « بعدا لهم كما بعدت ثمود اما لو اشرعت الاسنَّة اليهم . . . لقد ندموا على ما كان منهم » خ 181 259 « اشراع » داخل كردن است : « اشرع يده الى الظرف : ادخله فيه » معنى جمله در « سنن » گذشت . « مشرع » محل ورود براى آب خوردن دربارهء دنيا فرمود : « فان الدنيا رنق مشربها ، ردغ مشرعها ، يونق منظرها و يوبق مخبرها » خ 83 108 دنيا مشروبش ( يا عيشش ) كدر و تيره است . محل آب خوردنش گل و باتلاق است منظره‌اش بهجت افزا و امتحانش كشنده است ، عبارات عجيب و تشبيهات عجيب تر . شرف : ( مثل قمر ) برترى . بزرگوارى . برترى حسب . « اشراف » بلندى . ايستادن . توجه به شى ء از بالا ، نزديك شدن ، سى و پنج مورد از اين لفظ در « نهج » آمده است ، دربارهء دنيا فرموده : « من اشرف لها قصمته و من سعى فيها حطمته » خ 151 210 هر كه به دنيا نزديك شود ، او را مى شكند و كس در آن تلاش نمايد خوردش